كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
136
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
باشكوه اين شهر چيزى بهجاى نمانده است ، نمىتوان در شگفت شد . تنها چيزى كه برجاى مانده است درگاهها و قطعه سنگهاى بزرگى است ، كه حمل آنها براى ساكنين جديد اين محل مشكل بوده است . در شمال رودخانهء بلوار ، تقريبا در هفت كيلومترى شمال چهلمنار [ تختجمشيد ] ، آرامگاههاى شاهان قرار دارند . در اينجا - بر خلاف صخرهء غرب چهلمنار « 1 » - صخره بهطور طبيعى به صورت ديوارى عمودى است . به اين ترتيب تا محل آرامگاهها ، كه در سينه صخره قرار دارند ، با كمى دستكارى ، صخره به صورت كاملا عمودى درآمده است . باوجوداين آرامگاههاى اينجا - با اين كه همهء اين آرامگاهها شبيه يكديگرند - به زيبايى آرامگاه موجود در غرب چهلمنار نيستند . ارتفاع مدخل اين آرامگاهها از زمين طورى است ، كه در صورت در دسترس نبودن نردبانى بلند ، بدون خطر مرگ نمىتوان به آنها راه يافت « 2 » . من نه وقت بالا رفتن داشتم و نه امكان فراهم آوردن مقدمات كار . در سالهاى بعد خبر شدم ، كه آقاى هركولس يكبار ديگر به تختجمشيد رفته است : و چون او مشاهداتش را از يكى از اين آرامگاهها برايم نوشت ، گزارش او را در اينجا نقل مىكنم . اتاقى كه او به آن راه يافته بود 40 پا درازا و 20 پا پهنا داشت . در ديوار عقب اين اتاق سه رواق وجود داشت و در هركدام از اين رواقها صندوقى سنگى به بلندى چهار پا و درازاى نه پا و پهناى هشت پا قرار داشت . هركدام از صندوقها با قطعه سنگ مسطح بزرگ يكپارچهاى پوشانده شده بود . چون اين اتاقها را آرامگاه مىدانند و آقاى هركولس گمان مىكرد ، كه در اين صندوقها تابوتهايى با مردههاى موميايى شده خواهد يافت ، چكش و قلم همراه برده بود ، تا به كمك آنها صندوقها را باز بكند . اما او از وسايلى
--> ( 1 ) . منظور كوه رحمت است . ( 2 ) . منظور آرامگاههاى داريوش اول ، خشايارشا ، اردشير اول و داريوش دوم است .